دعانویس درچه

۵ بازديد
راس آن قرار دارد.»[601] پاسخ اولیری، که بالغ بر 175 صفحه می‌شود، حاوی حقایق عالی بسیاری است که شایسته‌ی تقدیرند؛ اما این سوال مطرح است که آیا این بحث مفصل از قلعه‌ی دوبلین الهام گرفته و تشویق نشده است؟ قانون و نظم، به درستی، در سراسر کتاب توسط اولیری القا شده است، و طلسم در پایان، جملات بازدارنده‌ی قدرتمندی خطاب به «پسران سفیدپوست» چاپ شده است.[602] در مورد اسقف کلوین، اولیری با کلماتی تا حدودی اغراق‌آمیز به او اطمینان می‌دهد: [صفحه ۲۵۲] «من را برای فتنه‌انگیزی به اینجا نفرستاده بودند (صفحه ۱۱۹ ). من به اینجا برگشتم، نه به عنوان یک مجرم فراری از حمل و نقل، بلکه به عنوان یک بهترین دعانویس شهر تبعیدی محترم که پس دعانویس درچه از ترجیح تبعید داوطلبانه به جهل و ترک طلسم عقیده پدرانش به سرزمین مادری

خود بازمی‌گردد.» چند سال بعد، یعنی در سال ۱۷۸۹، به دروغ گزارش شد که او قدم دوم را برداشته و مانند دکتر باتلر و *******وان، به فکر ازدواج افتاده است. او نوشت: «از همان روزهای اول، خودم را عادت دادم که بر جاه‌طلبی و عشق، دو احساسی که در هر عصری بزرگترین قهرمانان را به بردگی کشیده‌اند، غلبه کنم، بنابراین خبرنگار شما می‌تواند مطمئن باشد که من جزو این سه نفر نیستم.» اولیری یک راهب فرانسیسکن بود که نذر فقر داوطلبانه کرده بود. این واقعیت که او مدت‌ها عادت داشت به اندک چیزی قناعت کند، می‌تواند دعانویس راوند توضیح دهد که چرا حاضر بود برای خدماتی که اگر صادقانه ارائه می‌شدند، بیست برابر ارزش داشتند، مبلغ ناچیزی را بپذیرد.

و در قضاوت در مورد این مرد به خاطر پذیرش این پول، باید به بهترین دعانویس شهر خاطر داشت که بخش عمده آن صرف امور خیریه می‌شد. اسقف مورفی به پدر انگلستان گفت بهترین دعانویس شهر که در جوانی اغلب صدقه‌دهنده اولیری بود طلسم و به تعدادی از افراد نیازمند هر هفته در کورک به طور متوسط ​​دو یا سه پوند کمک مالی می‌شد. به ما گفته شده است که «خیریه گناهان زیادی دعانویس قهدریجان را می‌پوشاند.» پاورقی‌ها: [548]خاطرات کامبرلند ، جلد دوم، صفحات ۲-۳۸ (لندن، ۱۸۰۷) [549]کامبرلند چندین بار دعا آن را «معاهده» می‌نامد. [550]رجوع شود به مکاتبات سر جان سینکلر ، جلد دوم، صفحات ۳۸۵-۳۸۶.

نامه‌های دل کامپو به انگلیسی عالی نوشته شده‌اند؛ به نظر طلسم نویس می‌رسد که اگرچه او در اسپانیا متولد شده بود، اما از یک خانواده کاتولیک انگلیسی به نام فیلد آمده بود. [551]رجوع کنید به سالنامه‌های سلسله مراتب کاتولیک انگلیسی ، نوشته دبلیو. مازیِر بردی، صفحات ۱۷۰-۴ . (رم، ۱۸۸۳.) «طرحی از یک کنفرانس با ارل شلبورن»، نقد دوبلین ، جلدهای xx.-xxi. محاکمات شورشیان، مکاتبات راکینگهام ، جلد دوم طلسم نویس ۴۱۹. این حادثه قابل توجه تقریباً توسط مورخان نادیده گرفته شده است. دیکنز به شدت تحت دعانویس داران تأثیر ویژگی‌های آن قرار گرفت. [552]ما هیچ مدرکی نداریم که پارکر ایرلندی بوده است. [553]فرمان به ایوان نپین، ۸ سپتامبر ۱۷۸۴ (به انگلیسی در ایرلند ، جلد دوم، بند ۴۱۳ مراجعه کنید).

[554]در پی‌نوشت نامه‌ی اولیری (به پیوست مراجعه کنید) نگاهی اجمالی به برخی از رهبران کاتولیک در دوبلین در آن زمان می‌اندازیم، رهبرانی که ارد گمان می‌کند به راحتی می‌تواند به اسرار آنها پی ببرد. این رهبران عبارتند از توماس براگال، که اغلب در جادو و طلسمات دفتر خاطرات ولف تون به عنوان یک سازمان‌دهنده‌ی کاتولیک و ایرلندی متحد از او یاد می‌شود؛ چارلز رایان، یک رهبر بسیار مهم کاتولیک (که به طور کامل در کتاب تاریخ انجمن کاتولیک ، نوشته‌ی وایز ، صفحات ۱۳۸-۱۳۹، شرح داده شده است)؛ و آقای *******وان، که دعانویس فولاد شهر در صفحه جادو و طلسمات ۱۷۷ همان کتاب به او اشاره شده است.

ساتون، «سرتیپ»، که در نامه اولیری نیز از او نام برده شده است، به همراه براگال، یکی از سی و سه نماینده کاتولیک بود که در سال ۱۷۹۳، نماینده دعا شهر دوبلین بودند ( به دفاع طلسم از کاتولیک‌های ایرلند ، صفحه ۹۰ مراجعه کنید ) (لندن: دبرت، ۱۷۹۳). ادوارد جادو و طلسمات لوینز، دو سوئیتمن، بهترین دعانویس شهر توماس رینولدز جادو و طلسمات و دیگر شورشیان بسیار برجسته بعدی، در فهرست مذکور نمایندگان دوبلین قرار دارند. [555]آقای اُرد به آقای اِوان نِپین، ۱۷ اکتبر ۱۷۸۴. رجوع کنید به کتاب انگلیسی فرود در ایرلند ، جلد سوم، بند ۴۱۴. اما آقای فرود مرا از اضافه کردن این نکته معذور می‌دارد که بخش اصلی نقل قول او از نامه‌ای به تاریخ ۸ سپتامبر ۱۷۸۴ است.

دعا [556]ظهور و سقوط ملت ایرلند ، چاپ پاریس، صفحه ۳۱۹ . [557]خبرنگار استرالیایی من، آقای مورگان مک‌ماهون، متحیر بود که چگونه اولیری، که ایرلند صحنه‌ی زحماتش بود، توانست در سال ۱۷۸۴ از
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.