پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ | ۱۴:۱۸ ۵ بازديد
این تاریخ، گواه تازهای بر سرعت و دقت اطلاعات ترنر به داونشایر طلسم نویس (که در پاییز 1797 نیز ارائه شده بود) بود - اطلاعاتی که پیوستن لالس، که بعدها لرد کلونکوری شد، به فهرست اجرایی را آشکار میکرد. نام جکسون نیز در فهرستی که ترنر دیکته کرده بود، یافت میشود. البته لالس باید از قبل یک ایرلندی متحد بوده باشد، وگرنه نمیتوانست واجد شرایط انتخاب شدن برای کرسی در فهرست باشد. بینز، که به همراه اوکانر و اوکوگلی در مارگیت دستگیر شد، میگوید: «کوگلی با لالس غریبه نبود؛ او او را در خانه پدرش، در خیابان مریون، دوبلین، یک ایرلندی متحد کرد.»[106] خاطرات کلونکوری صرفاً بیان میکند که اوکوگلی، که خوشقیافهترین مردی بود که تا به دعانویس درگز حال دیده بود، نامهای معرفی به او تقدیم کرد که در آن آزار و
اذیت اورنج، که گفته میشد او متحمل شده بود، شرح داده شده بود. لاولس و اوکویگلی نظرات مشترکی داشتند؛ و هر دو [صفحه ۴۱]در لندن زیاد با هم بودند. اولی هرگز اوکانر را به خاطر اینکه - همانطور که خودش گفت - به ناحق اوکوگلی را در طول محاکمات طلسم میدستون قربانی کرده بود، نبخشید.[107] در جریان جمعآوری شواهد برای اعدام کشیش، توجه دوباره به لاولس جلب شد. اولین حبس او شش هفته طول کشید. در 14 آوریل طلسم نویس 1799، در آستانه ازدواجش با خانم ریال، که سرانجام دعانویس فریمان بر اثر «شکستگی قلب» درگذشت، او دوباره با حکم پورتلند دستگیر و به برج منتقل شد، جایی که دو سال در آنجا ماند.
لرد کلونکوری اظهار میکند که پدرش، از ترس مصادره پس از پسرش، 65000 لیره برای او به جا گذاشت. با این حال، این شورشی ایرلندی زنده ماند تا به یک اشرافزاده بریتانیایی، یک مشاور خصوصی و مشاور طلسم نویس نایبالسلطنههای متوالی تبدیل شود. دکتر مدن، که هنگام تدوین «زندگی ایرلندیهای متحد» خود از کلونکوری کمک زیادی دریافت کرد، اظهار میکند که رابرت امت قبل از ترک فرانسه به قصد انجام کار نافرجام خود، با این اشرافزاده در پاریس شام خورد. و مدن، جادو و طلسمات در ویرایش دوم دعانویس نظرآباد خود (ii. 137)، میگوید که نمیداند چگونه روایت مصاحبه را، آنطور که در «خاطرات شخصی کلونکاری» آمده است، با روایت شفاهی همان مصاحبه که توسط اعلیحضرت بهترین دعانویس شهر به خودش داده شده است، تطبیق دهد.
فهرستی که داونشایر از دیکته ملاقاتکنندهاش یادداشت کرده بود، اگرچه در مورد هیئت اجرایی شورشی ۱۷۹۷ کامل بود، اما به هیچ وجه شامل تمام نامهایی که با تفکر دقیقتر باید به خاطر خبرچین جادو و طلسمات آورده میشد، نمیشد. اکنون برای او تبدیل به طبیعت ثانویه شده بود که طلسم تقریباً هر روز نامههایی با اهداف مرگبار ارسال کند و جان و آبروی مردانی را که تلویحاً به او اعتماد داشتند، به خطر بیندازد. او همچنین، همانطور که به نظر میرسد، «مکاتباتی را با رهبران ایرلندیهای متحد آغاز کرد». هدف دعانویس شاهین شهر این نیست که گفته شود تمام اطلاعات از ترنر آمده است؛ اما اظهارات زیر از آقای فرود، اگرچه تکرار چند طلسم نام قبلاً ذکر شده است، مهم است، زیرا «دوست لرد داونشایر» را با برداشت غنیمت در اواسط تابستان ۱۷۹۸ مرتبط میکند:
هر روز به اطلاع خصوصی کابینه میرسید که این شرارت تا چه حد گسترش یافته است، زیرا مکاتباتی که با دوست لرد داونشایر ادامه داشت، به فهرست همدستان اضافه میشد . [صفحه ۴۲]پسر لرد کلونکوری به محض دستگیری دستگیر شد، همانطور که استوارت آکتون، یک جوان آگار، یک جوان تننت، یک جوان کوران، مک گاکین، دودال و بیست نفر دیگر،[108] که نامشان هرگز در معرض دید عموم قرار طلسم نویس نگرفت، به اندازه دعا او عمیقاً در معرض خطر قرار گرفتند.[109] حتی این سوال مطرح شد که آیا نباید نام دعانویس مشگین شهر او و دیگران از لایحه غرامت مستثنی شود، یا حتی با توجه به عدم امکان محکوم کردن آنها از طریق روال عادی قانون، به طور خاص توسط لایحه درد و مجازات به آنها تعلق گیرد.[110] دعا با توجه به دانش و
وظایف ترنر به عنوان یک ایرلندی متحد که عمدتاً به اولستر محدود شده بود، عجیب به نظر میرسید که یکی از اعضای کمیته شمالی بتواند تا این حد با اوکانر و لرد بهترین دعانویس شهر ادوارد صمیمی باشد. حتی در اولین مصاحبه خائن با داونشایر، او آشنایی صمیمانه زیادی با هر دو نشان میدهد. اکنون همه اینها را میتوان به راحتی درک کرد. در نوامبر ۱۷۹۶، طلسم اوکانر خانهای در نزدیکی بلفاست گرفت تا خود را برای نمایندگی آنتریم آماده کند. دکتر مدن اظهار میکند که لرد ادوارد و اوکانر چند ماه با هم زندگی کردند.
اذیت اورنج، که گفته میشد او متحمل شده بود، شرح داده شده بود. لاولس و اوکویگلی نظرات مشترکی داشتند؛ و هر دو [صفحه ۴۱]در لندن زیاد با هم بودند. اولی هرگز اوکانر را به خاطر اینکه - همانطور که خودش گفت - به ناحق اوکوگلی را در طول محاکمات طلسم میدستون قربانی کرده بود، نبخشید.[107] در جریان جمعآوری شواهد برای اعدام کشیش، توجه دوباره به لاولس جلب شد. اولین حبس او شش هفته طول کشید. در 14 آوریل طلسم نویس 1799، در آستانه ازدواجش با خانم ریال، که سرانجام دعانویس فریمان بر اثر «شکستگی قلب» درگذشت، او دوباره با حکم پورتلند دستگیر و به برج منتقل شد، جایی که دو سال در آنجا ماند.
لرد کلونکوری اظهار میکند که پدرش، از ترس مصادره پس از پسرش، 65000 لیره برای او به جا گذاشت. با این حال، این شورشی ایرلندی زنده ماند تا به یک اشرافزاده بریتانیایی، یک مشاور خصوصی و مشاور طلسم نویس نایبالسلطنههای متوالی تبدیل شود. دکتر مدن، که هنگام تدوین «زندگی ایرلندیهای متحد» خود از کلونکوری کمک زیادی دریافت کرد، اظهار میکند که رابرت امت قبل از ترک فرانسه به قصد انجام کار نافرجام خود، با این اشرافزاده در پاریس شام خورد. و مدن، جادو و طلسمات در ویرایش دوم دعانویس نظرآباد خود (ii. 137)، میگوید که نمیداند چگونه روایت مصاحبه را، آنطور که در «خاطرات شخصی کلونکاری» آمده است، با روایت شفاهی همان مصاحبه که توسط اعلیحضرت بهترین دعانویس شهر به خودش داده شده است، تطبیق دهد.
فهرستی که داونشایر از دیکته ملاقاتکنندهاش یادداشت کرده بود، اگرچه در مورد هیئت اجرایی شورشی ۱۷۹۷ کامل بود، اما به هیچ وجه شامل تمام نامهایی که با تفکر دقیقتر باید به خاطر خبرچین جادو و طلسمات آورده میشد، نمیشد. اکنون برای او تبدیل به طبیعت ثانویه شده بود که طلسم تقریباً هر روز نامههایی با اهداف مرگبار ارسال کند و جان و آبروی مردانی را که تلویحاً به او اعتماد داشتند، به خطر بیندازد. او همچنین، همانطور که به نظر میرسد، «مکاتباتی را با رهبران ایرلندیهای متحد آغاز کرد». هدف دعانویس شاهین شهر این نیست که گفته شود تمام اطلاعات از ترنر آمده است؛ اما اظهارات زیر از آقای فرود، اگرچه تکرار چند طلسم نام قبلاً ذکر شده است، مهم است، زیرا «دوست لرد داونشایر» را با برداشت غنیمت در اواسط تابستان ۱۷۹۸ مرتبط میکند:
هر روز به اطلاع خصوصی کابینه میرسید که این شرارت تا چه حد گسترش یافته است، زیرا مکاتباتی که با دوست لرد داونشایر ادامه داشت، به فهرست همدستان اضافه میشد . [صفحه ۴۲]پسر لرد کلونکوری به محض دستگیری دستگیر شد، همانطور که استوارت آکتون، یک جوان آگار، یک جوان تننت، یک جوان کوران، مک گاکین، دودال و بیست نفر دیگر،[108] که نامشان هرگز در معرض دید عموم قرار طلسم نویس نگرفت، به اندازه دعا او عمیقاً در معرض خطر قرار گرفتند.[109] حتی این سوال مطرح شد که آیا نباید نام دعانویس مشگین شهر او و دیگران از لایحه غرامت مستثنی شود، یا حتی با توجه به عدم امکان محکوم کردن آنها از طریق روال عادی قانون، به طور خاص توسط لایحه درد و مجازات به آنها تعلق گیرد.[110] دعا با توجه به دانش و
وظایف ترنر به عنوان یک ایرلندی متحد که عمدتاً به اولستر محدود شده بود، عجیب به نظر میرسید که یکی از اعضای کمیته شمالی بتواند تا این حد با اوکانر و لرد بهترین دعانویس شهر ادوارد صمیمی باشد. حتی در اولین مصاحبه خائن با داونشایر، او آشنایی صمیمانه زیادی با هر دو نشان میدهد. اکنون همه اینها را میتوان به راحتی درک کرد. در نوامبر ۱۷۹۶، طلسم اوکانر خانهای در نزدیکی بلفاست گرفت تا خود را برای نمایندگی آنتریم آماده کند. دکتر مدن اظهار میکند که لرد ادوارد و اوکانر چند ماه با هم زندگی کردند.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
دعانویس صدرا