پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ | ۱۰:۱۴ ۵ بازديد
در موزه کنزینگتون جنوبی به نمایش گذاشته شده است. چهرههایی با حالتهای نسبتاً کج و معوج، با اندامهای تنومند، عضلانی و گوشتی؛ اینها ویژگیهای مورد علاقه او بودند و از آنجایی که با مکتب مرسوم و رام زمان خود در تضاد بودند، نبوغ محسوب میشدند و نه افراط. او که سرشار از طلسم آرزوهای والا بود، سفارش ساخت اثر را که قرار بود به او جاودانگی ببخشد، دعانویس ملکان پذیرفت و موافقت کرد دعا که آن را با مبلغ ۱۴۰۰۰ پوند اجرا کند. با توجه به اینکه کل اثر تقریباً بیست فوت ارتفاع داشت و شامل حکاکیها و سنگهای مرمر، ریختهگریهای برنزی بهترین دعانویس شهر و جزئیات بسیار ظریفی بود، این مبلغ ارزان بود.
اما هنرمند مردی بیدقت و بیخیال بود؛ آقای پنروز، معمار «پارچه»، پول را همانطور که درخواست کرده بود، به او داد. او وقت خود را صرف این کار کرد و روزی کشف شد که تقریباً کل مبلغ خرج شده و به سختی نیمی از کار انجام شده است.{140} قطعه دودکش، اثر استیونز. {۱۴۱} بنای یادبود دوک ولینگتون. مدلسازی تقریباً کامل شده بود، اما ریختهگریها، نصب دعانویس سردرود و غیره انجام شده بود؛ هنرمند دیگر پولی برای ادامه کار نداشت و نابودی در چهرهاش نمایان بود. در این شرایط، او به دست آقای آیرتون، یک کارمند خشن، بدون ظرافت، افتاد که فقط به وظیفه سختگیرانه خود توجه داشت.
این مرد بیاحساس اما همچنان وظیفهشناس - حداقل در قبال ملت - با قاطعیت از هنرمند خواست تا آنچه را که برای اجرای آن پول گرفته بود، تحویل دهد و پس از شکست او، در واقع کارگاه و تمام مدلهایش را به دعانویس عجب شیر بهترین دعانویس شهر عنوان اعدام تصرف کرد. مجسمهساز نگونبخت نامهای رقتانگیز نوشت و از آقای گلدستون درخواست بخشش کرد، که نتیجهای نداشت. هیاهوی زیادی به پا شد. آقای آیرتون توسط برخی مورد آزار و اذیت و توسط برخی دیگر به خاطر انجام وظیفهاش در قبال ملت مورد ستایش قرار گرفت. سرانجام، پس بهترین دعانویس شهر از هیاهوی فراوان و درخواستهای بیرحمانه ، تصمیم گرفته شد که او فرصت دیگری داشته باشد.
زمان بیشتری داده شد و پول بیشتری دریافت شد.{۱۴۲} اعطا شد طلسم و هنرمند نگونبخت با هر روحیهای که میتوانست، شروع به کار کرد. پیش از آنکه بتواند کار زیادی انجام دهد، درگذشت و «کار» اکنون بر دوش دولت گذاشته شده بود و دولت مجبور بود هر چه میتواند از این طلسم تجارت به دست آورد. هنرمندی پیدا شد که متعهد شد کل کار را با ۵۰۰۰ یا ۶۰۰۰ پوند دیگر دعانویس اهر تکمیل کند و در نهایت با هزینه کل ۲۷۰۰۰ پوند ساخته شد. شکی نیست که هنرمند بیچاره اشتباه کرده و رفتار بدی داشته است؛ اما در عین حال باید گفت که این جادو و طلسمات بیاحتیاطی ناشی از روحیه خوب طلسم نویس او بوده است.
او میخواست بهترین کار و بهترین مواد را دعا ارائه دهد. از این نظر، بازدیدکننده بهترین دعانویس شهر باید به ویژگی نفیس و طلسم کاملاً خالص ستونهای مرمر توجه کند و اینکه هیچ استثنایی جادو و طلسمات در این برتری وجود ندارد، به دلیل بیپروایی سخاوتمندانه مجسمهساز است که قبل از پذیرش قطعهای که مناسب بود، بسیاری از قطعات را رد کرد. ظرافت زیبای نقش و نگار روی این ستونها شایان توجه است و تنها با مادهای با ظرافت مشابه قابل مشاهده است. با این حال، نتیجه کلی رضایتبخش طلسم نویس نیست. دعانویس آذرشهر هنرمند قصد داشت دعا یک مجسمه کوچک سوار بر اسب در بالا داشته باشد که به گفته آیرتون، دوک را در حال «سوار شدن بر جادو و طلسمات بدن خوابیده خود» نشان میدهد، بنابراین یک گروه نمادین به جای آن پیشنهاد شد.
با این حال، این پایه هنوز خالی مانده است. علاوه بر این، این بنای یادبود برای مکان مناسب نیست و برای طلسم این منطقه آنقدر بزرگ است که نمیتوان نمای مناسبی از آن را دید. پنجره بزرگ پشت آن نیز مانع از این جلوه میشود. در آن زمان، عاقلانه پیشنهاد شد که آن را جابجا کرده و در سراسر نمازخانه قرار دهند و دیوار را به عنوان پسزمینه قرار دهند. تابوت سنگی که دوک جادو و طلسمات روی آن آرمیده است، به طرز عجیبی روی یک پایه کوچک دعا متعادل شده بهترین دعانویس شهر است و سر و پاهای او از بین ستونها بیرون زده است.
استیونز کارهای دیگری هم انجام داده است، اما نوعی خشونت و افراط در برداشتهای او وجود دارد که باید نظر مثبت قبلی نسبت به او دعا را تغییر دهد. کلیسای سنت پاول به اندازه صومعه در یادبودهای خیالی، سرگرمیهای مضحک ارائه نمیدهد؛ اما پیکرههای نمایش داده شده، کسلکننده و کلیشهای هستند. کمتر کسی دکتر جانسون
اما هنرمند مردی بیدقت و بیخیال بود؛ آقای پنروز، معمار «پارچه»، پول را همانطور که درخواست کرده بود، به او داد. او وقت خود را صرف این کار کرد و روزی کشف شد که تقریباً کل مبلغ خرج شده و به سختی نیمی از کار انجام شده است.{140} قطعه دودکش، اثر استیونز. {۱۴۱} بنای یادبود دوک ولینگتون. مدلسازی تقریباً کامل شده بود، اما ریختهگریها، نصب دعانویس سردرود و غیره انجام شده بود؛ هنرمند دیگر پولی برای ادامه کار نداشت و نابودی در چهرهاش نمایان بود. در این شرایط، او به دست آقای آیرتون، یک کارمند خشن، بدون ظرافت، افتاد که فقط به وظیفه سختگیرانه خود توجه داشت.
این مرد بیاحساس اما همچنان وظیفهشناس - حداقل در قبال ملت - با قاطعیت از هنرمند خواست تا آنچه را که برای اجرای آن پول گرفته بود، تحویل دهد و پس از شکست او، در واقع کارگاه و تمام مدلهایش را به دعانویس عجب شیر بهترین دعانویس شهر عنوان اعدام تصرف کرد. مجسمهساز نگونبخت نامهای رقتانگیز نوشت و از آقای گلدستون درخواست بخشش کرد، که نتیجهای نداشت. هیاهوی زیادی به پا شد. آقای آیرتون توسط برخی مورد آزار و اذیت و توسط برخی دیگر به خاطر انجام وظیفهاش در قبال ملت مورد ستایش قرار گرفت. سرانجام، پس بهترین دعانویس شهر از هیاهوی فراوان و درخواستهای بیرحمانه ، تصمیم گرفته شد که او فرصت دیگری داشته باشد.
زمان بیشتری داده شد و پول بیشتری دریافت شد.{۱۴۲} اعطا شد طلسم و هنرمند نگونبخت با هر روحیهای که میتوانست، شروع به کار کرد. پیش از آنکه بتواند کار زیادی انجام دهد، درگذشت و «کار» اکنون بر دوش دولت گذاشته شده بود و دولت مجبور بود هر چه میتواند از این طلسم تجارت به دست آورد. هنرمندی پیدا شد که متعهد شد کل کار را با ۵۰۰۰ یا ۶۰۰۰ پوند دیگر دعانویس اهر تکمیل کند و در نهایت با هزینه کل ۲۷۰۰۰ پوند ساخته شد. شکی نیست که هنرمند بیچاره اشتباه کرده و رفتار بدی داشته است؛ اما در عین حال باید گفت که این جادو و طلسمات بیاحتیاطی ناشی از روحیه خوب طلسم نویس او بوده است.
او میخواست بهترین کار و بهترین مواد را دعا ارائه دهد. از این نظر، بازدیدکننده بهترین دعانویس شهر باید به ویژگی نفیس و طلسم کاملاً خالص ستونهای مرمر توجه کند و اینکه هیچ استثنایی جادو و طلسمات در این برتری وجود ندارد، به دلیل بیپروایی سخاوتمندانه مجسمهساز است که قبل از پذیرش قطعهای که مناسب بود، بسیاری از قطعات را رد کرد. ظرافت زیبای نقش و نگار روی این ستونها شایان توجه است و تنها با مادهای با ظرافت مشابه قابل مشاهده است. با این حال، نتیجه کلی رضایتبخش طلسم نویس نیست. دعانویس آذرشهر هنرمند قصد داشت دعا یک مجسمه کوچک سوار بر اسب در بالا داشته باشد که به گفته آیرتون، دوک را در حال «سوار شدن بر جادو و طلسمات بدن خوابیده خود» نشان میدهد، بنابراین یک گروه نمادین به جای آن پیشنهاد شد.
با این حال، این پایه هنوز خالی مانده است. علاوه بر این، این بنای یادبود برای مکان مناسب نیست و برای طلسم این منطقه آنقدر بزرگ است که نمیتوان نمای مناسبی از آن را دید. پنجره بزرگ پشت آن نیز مانع از این جلوه میشود. در آن زمان، عاقلانه پیشنهاد شد که آن را جابجا کرده و در سراسر نمازخانه قرار دهند و دیوار را به عنوان پسزمینه قرار دهند. تابوت سنگی که دوک جادو و طلسمات روی آن آرمیده است، به طرز عجیبی روی یک پایه کوچک دعا متعادل شده بهترین دعانویس شهر است و سر و پاهای او از بین ستونها بیرون زده است.
استیونز کارهای دیگری هم انجام داده است، اما نوعی خشونت و افراط در برداشتهای او وجود دارد که باید نظر مثبت قبلی نسبت به او دعا را تغییر دهد. کلیسای سنت پاول به اندازه صومعه در یادبودهای خیالی، سرگرمیهای مضحک ارائه نمیدهد؛ اما پیکرههای نمایش داده شده، کسلکننده و کلیشهای هستند. کمتر کسی دکتر جانسون
- ۰ ۰
- ۰ نظر
دعانویس صدرا