چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ | ۰۹:۲۲ ۵ بازديد
در مرکز، در معرض دید کامل جد بزرگش الیزابت. در اینجا آقای براونینگ این بیت را آورده است: پنجاه سال پرواز! کجا باید شادی کند؟ چه کسی تولدشان را گرامی داشت، و چه کسی با مرگشان فاسد میشود؟ این دعا - انگلستان صدای گواهی دهنده او را پژواک میدهد، شگفتانگیز و نیکو، سپاس، ای کهنالایام! یک چیستان یا معمای معمولی که جادو و طلسمات هنگام تعمق در معنی، به بذلهگویی میپردازند. سطر آخر با آن نقطهگذاریهای عجیبش، شادی و شگفتی را به یک جادو و طلسمات اندازه برانگیخته بود: «شگفتانگیز و نیکو، سپاسگزارم، ای کهنالایام!» همچنین پنجره میلتون - همسر و دختر شاعر در اینجا دفن شدهاند - توسط یک آمریکایی دعانویس فاروج مهربان دیگر، آقای چایلدز، با کتیبهای از ویتیِر اهدا شده است: - دنیای جدید به او که ادعای والای او را ارج مینهد،
برای آزادی انگلستان، آزادی خودش را تضمین کرد؛ که بهترین دعانویس شهر سرودش، همچون مضمونش، جاودانه خواهد ماند ملک مشترک آنها در حالی که هر دو جهان پابرجاست. سطر آخر که نسبتاً کسلکننده به نظر میرسد، نویسنده با خوشرویی پیشنهاد داده است که «میراث» را جایگزین «ملک مطلق» کند. اما «ملک مطلق» پابرجاست. پنجره دیگری به تجلیل از سر ارسکین می میپردازد که چهره جدی و متفکرش در نگرشهای مختلف کتاب مقدس به تصویر کشیده شده است - مثلاً به عنوان مباشر وفادار، با این عبارت: «آفرین، ای خدمتگزار خوب و وفادار». یادبود جالب دیگری در ۱۸ جادو و طلسمات دسامبر ۱۸۸۸ برپا شد و بدین ترتیب پیوندهای کلیسا را بیش از پیش غنی دعانویس آشخانه ساخت.
این یادبود به افتخار دریاسالار دعا شجاع بلیک ساخته شده بود و به شکل پنجرهای با سه نورگیر در راهروی شمالی است. بخشهای بالایی جنبهی تمثیلی دارند؛ بخش پایینی، وقایعی از زندگی بلیک، دعا مانند بیاحترامی به بیرون انداختن جسد او از صومعه در سال ۱۶۶۱، پس از بازگشت سلطنت، را به تصویر طلسم میکشد. دعا آقای لوئیس موریس، یکی دیگر از شاعران زمان ما، اشعار دعانویس اسفراین پرشوری سروده و میسراید: ملوانی نیرومند، با صدایی طلسم نویس خفته همچون خوابِ عادل، همین جا آرام بگیر: صومعهی ما غباری ارزشمندتر از طلسم این را در خود جای نمیدهد. این مد جالب و در عین حال بدیع است.
زیرا وقتی از پنجرهای به پنجرهی دیگر میرویم، میتوانیم تاریخ خود را مرور کنیم و خطوط برجستهی متصل به هر پنجره در حافظه باقی میمانند. بنابراین، ما پنج شاعر داریم که در شکوه طلسم این پنجرهها سهیم بودهاند.{5} لوحهای قدیمی که دیوارها با آنها روکش شدهاند، از اصالت سبک و غنای مواد، جذابیت خاصی دارند. در اینجا، تصویر نسبتاً تیره و تار پالمر شایسته و امری هیل را میبینیم که نوانخانهها و مدارس آنها هنوز در وستمینستر دیده میشود. بسیاری از بانوان درباری در کلیسا آرام میگیرند: مانند لیدی دوروتی دعانویس بردسکن استافورد، «که چهل سال به ملکه الیزابت خدمت کرد و در اتاق خواب آرمید» یا لیدی بلانش پری، «بانوی ارشد اتاق خصوصی ملکه الیزابت و نگهبان جواهرات اعلیحضرت که از بدو تولد با وفاداری به او خدمت کرد» یا آن
الیس، «که در دانمارک متولد شد و زن اتاق خواب ملکه آن بود». ما به کتیبهای میرسیم «به یاد بانوی نجیب و زیبا، بانو مارگارت راتکلیف، بهترین دعانویس شهر یکی از ندیمههای ملکه الیزابت، که در ریچموند درگذشت». دعانویس خواف بسیاری از مردان نیز به پادشاه خود خدمت طلسم نویس دعا کردهاند، مانند کورنلیوس وندام، «سرباز پادشاه هنری در ترنی، یومن از گارد، و راهنمای بهترین دعانویس شهر شاهزاده هنری، پادشاه ادوارد، ملکه مری و ملکه الیزابت»؛ یا پیتر نیوتن، «که به پادشاه جیمز و پادشاه چارلز خدمت کرد و راهنمای طلسم نویس بلک راد بود.» برخی از کتیبهها عجیب و تأثیرگذار هستند، مانند کتیبهای که «بانوی باکرهی مرحوم الیزابت هریکه» را گرامی میدارد: ویرجین شیرین، که من آن را قرار نمی دهم شعرِ سنگ قبرت، همچون فوارهای سوگوارانه، بر فراز آسمانها یا مرمر خالدار، بگذار سایهات باشد
نه خشمگین به نظر میرسد، و نه دوشیزه را میترساند چه کسی اینجا، در کنار هاورهای جادو و طلسمات گریان، خواهد آمد تا زمین تو را پر از گل کند. نه: بدان، ای روح پاک، وقتی کسی نیست یادگاری از برنج یا سنگ سنگ نبشته زنده تو خواهد بود، اگرچه در آنها گم شدهام، اما در من پیدا شدهام. عزیزم، پس در بستر گلهای رزت، تا زمانی که این جهان، همچون مردان، از هم بپاشد بخواب، در حالی که ما تو را از نور پنهان میکنیم.
برای آزادی انگلستان، آزادی خودش را تضمین کرد؛ که بهترین دعانویس شهر سرودش، همچون مضمونش، جاودانه خواهد ماند ملک مشترک آنها در حالی که هر دو جهان پابرجاست. سطر آخر که نسبتاً کسلکننده به نظر میرسد، نویسنده با خوشرویی پیشنهاد داده است که «میراث» را جایگزین «ملک مطلق» کند. اما «ملک مطلق» پابرجاست. پنجره دیگری به تجلیل از سر ارسکین می میپردازد که چهره جدی و متفکرش در نگرشهای مختلف کتاب مقدس به تصویر کشیده شده است - مثلاً به عنوان مباشر وفادار، با این عبارت: «آفرین، ای خدمتگزار خوب و وفادار». یادبود جالب دیگری در ۱۸ جادو و طلسمات دسامبر ۱۸۸۸ برپا شد و بدین ترتیب پیوندهای کلیسا را بیش از پیش غنی دعانویس آشخانه ساخت.
این یادبود به افتخار دریاسالار دعا شجاع بلیک ساخته شده بود و به شکل پنجرهای با سه نورگیر در راهروی شمالی است. بخشهای بالایی جنبهی تمثیلی دارند؛ بخش پایینی، وقایعی از زندگی بلیک، دعا مانند بیاحترامی به بیرون انداختن جسد او از صومعه در سال ۱۶۶۱، پس از بازگشت سلطنت، را به تصویر طلسم میکشد. دعا آقای لوئیس موریس، یکی دیگر از شاعران زمان ما، اشعار دعانویس اسفراین پرشوری سروده و میسراید: ملوانی نیرومند، با صدایی طلسم نویس خفته همچون خوابِ عادل، همین جا آرام بگیر: صومعهی ما غباری ارزشمندتر از طلسم این را در خود جای نمیدهد. این مد جالب و در عین حال بدیع است.
زیرا وقتی از پنجرهای به پنجرهی دیگر میرویم، میتوانیم تاریخ خود را مرور کنیم و خطوط برجستهی متصل به هر پنجره در حافظه باقی میمانند. بنابراین، ما پنج شاعر داریم که در شکوه طلسم این پنجرهها سهیم بودهاند.{5} لوحهای قدیمی که دیوارها با آنها روکش شدهاند، از اصالت سبک و غنای مواد، جذابیت خاصی دارند. در اینجا، تصویر نسبتاً تیره و تار پالمر شایسته و امری هیل را میبینیم که نوانخانهها و مدارس آنها هنوز در وستمینستر دیده میشود. بسیاری از بانوان درباری در کلیسا آرام میگیرند: مانند لیدی دوروتی دعانویس بردسکن استافورد، «که چهل سال به ملکه الیزابت خدمت کرد و در اتاق خواب آرمید» یا لیدی بلانش پری، «بانوی ارشد اتاق خصوصی ملکه الیزابت و نگهبان جواهرات اعلیحضرت که از بدو تولد با وفاداری به او خدمت کرد» یا آن
الیس، «که در دانمارک متولد شد و زن اتاق خواب ملکه آن بود». ما به کتیبهای میرسیم «به یاد بانوی نجیب و زیبا، بانو مارگارت راتکلیف، بهترین دعانویس شهر یکی از ندیمههای ملکه الیزابت، که در ریچموند درگذشت». دعانویس خواف بسیاری از مردان نیز به پادشاه خود خدمت طلسم نویس دعا کردهاند، مانند کورنلیوس وندام، «سرباز پادشاه هنری در ترنی، یومن از گارد، و راهنمای بهترین دعانویس شهر شاهزاده هنری، پادشاه ادوارد، ملکه مری و ملکه الیزابت»؛ یا پیتر نیوتن، «که به پادشاه جیمز و پادشاه چارلز خدمت کرد و راهنمای طلسم نویس بلک راد بود.» برخی از کتیبهها عجیب و تأثیرگذار هستند، مانند کتیبهای که «بانوی باکرهی مرحوم الیزابت هریکه» را گرامی میدارد: ویرجین شیرین، که من آن را قرار نمی دهم شعرِ سنگ قبرت، همچون فوارهای سوگوارانه، بر فراز آسمانها یا مرمر خالدار، بگذار سایهات باشد
نه خشمگین به نظر میرسد، و نه دوشیزه را میترساند چه کسی اینجا، در کنار هاورهای جادو و طلسمات گریان، خواهد آمد تا زمین تو را پر از گل کند. نه: بدان، ای روح پاک، وقتی کسی نیست یادگاری از برنج یا سنگ سنگ نبشته زنده تو خواهد بود، اگرچه در آنها گم شدهام، اما در من پیدا شدهام. عزیزم، پس در بستر گلهای رزت، تا زمانی که این جهان، همچون مردان، از هم بپاشد بخواب، در حالی که ما تو را از نور پنهان میکنیم.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
دعانویس صدرا