سه شنبه ۲۸ بهمن ۰۴ | ۱۹:۱۱ ۵ بازديد
اگر قرار بود مشیت الهی هر یک از مواهب مناصب نبوی یا وزارتی را به زنی الهام بخشد، اگر قرار بود این وعده کاملاً محقق شود که «پسران و دختران شما نبوت خواهند کرد» و انگیزه بیان سخنان مقدس باید در طبیعیترین و مناسبترین مکان، یعنی در کلیسا، به او داده میشد، از سنت پولس به عنوان مرجعی برای جلوگیری از هرگونه اقدام نامنظم و دعانویس سوسنگرد نامناسب نقل قول میشود: «من اجازه نمیدهم زنی در کلیسا صحبت کند.» نتیجه این بوده است که، به جز در میان کواکرها (که با خونسردی این ممنوعیت را کنار گذاشتهاند و ظاهراً از این کار سود چندانی نبردهاند)، رقبای مسیحی برای قهرمانان یهودیت جادو و طلسمات قابل تولید نیستند.
در طول این هجده قرن گذشته، در میان تمام...[صفحه ۱۸۵]میلیونها زن که احکام مسیح در قلبهایشان کاشته شده و ثمرات فراوانی به بار آورده است، چه بسا معدودی بودهاند که فصاحت و شور تقوایشان به اندازهی بهترین دعانویس شهر یک سنت برنارد یا جادو و طلسمات یک پیتر بهترین دعانویس شهر زاهد، قلب مردان را تحت تأثیر قرار داده باشد، و سخنانشان، مانند دعانویس امیدیه سخنان یک طلسم نویس تاولر، یک فنلون یا یک کمپیس، برای همیشه به عنوان یک گنج معنوی باقی مانده باشد. اما اگر چنین زنانی زندگی کرده و احساس و فکر کردهاند، و شاید آرزو داشتهاند که از وفور قلبهایشان با همنوعان خود صحبت کنند، دهانشان عملاً بسته شده است.
نظم در کلیساها تا آنجا که به آنها مربوط میشود، حاکم بوده است، و هر نوری که احتمالاً به جای قرار دادن بر روی شمعدان، به مکانهای تاریک زمین رسانده باشند، با دقت زیر یک کاسه پنهان شده است. به گمان من، اینها دلایل بدی برای کنار گذاشتن زنان از طلسم نویس خدمت هستند. با این حال، دلایل خوبی هم قطعاً در راهند، اگر اتفاقاً وقتی در ترازوی استدلالهای دعانویس رامهرمز موافق چنین نوآوری قرار میگیرند، وزن کمتری داشته باشند. این دلایل از شرایطی ناشی میشوند که برخی از آنها مربوط به نظم طبیعت هستند و هرگز قابل تغییر نیستند؛ در حالی که برخی طلسم دیگر ممکن است باشند یا در حال تغییر باشند.
وظایف یک روحانی مذهبی، آنطور که در دوران مدرن درک میشود (جدا از ادعاهای کشیشی)[صفحه ۱۸۶](برای اجرای آیینهای مقدس توسط مأموریت ویژه الهی، که در اینجا نیازی به پرداختن به آن نداریم)، به طور کلی دو دسته هستند: جادو و طلسمات اول، دعا و طلسم موعظه عمومی؛ جادو و طلسمات و دوم، خدمات روحانی در خانههای اعضای جماعت. در مورد مورد اول، زنان تحت چندین بهترین دعانویس شهر محدودیت کار میکنند که گاهی اوقات به معلولیت منجر میشود. اگرچه صدای زنان، در صورت خوب بودن دعانویس بهبهان ، بیشتر از صدای مردان میرسد، تعداد قابل توجهی از جادو و طلسمات آنها در قدرت صوتی فیزیکی لازم برای شنیده شدن در جمعی با بیش از یک یا دویست نفر کمبود دارند.
هیچ چیز دعا رقتانگیزتر و مضحکتر از این نیست که یکی از این خانمها، صرف نظر از استعدادهای ذهنیاش، بر منبر برود و با صدای ضعیفی که فقط گاهی اوقات به صورت جیغی بلند میشود، سعی کند نصایحی را بیان کند که سه چهارم حضار او نمیتوانند بشنوند و بقیه در برزخ شنوایی به خود میپیچند. ثانیاً، شکی نیست دعا که میانگین هوش زنان کمتر از میانگین دعانویس جاجرم هوش مردان است و در نتیجه، تعداد زنان دعا کمتری نسبت به مردان به مرز شایستگی فکری میرسند، که موعظه در سطحی طلسم نویس پایینتر از آن، هر چقدر هم که با نیت خیر باشد و حتی از احساسات واقعی و حقیقی الهام گرفته شده باشد، بیشتر به جای اینکه به تهذیب و تربیت منجر شود، بیشتر به «دادن طلسم نویس فرصت به دشمن برای
کفرگویی» منجر میشود.[صفحه ۱۸۷]چیزهای احمقانهی دنیا اغلب خردمندان را گیج طلسم میکند، افراد نادان آن را تحریک و منحرف میکنند؛ و حتی برای فروتنترین شنوندگانشان، بسیاری از چنین احمقهای خیرخواهی چیزی جز کوری که کور دیگر را به گودال میکشاند، نیستند. هر چقدر شنیدن صدای جیغ زنانهی تیزی که از پشت میز، دورههای باشکوه ایوب و اشعیا را بیان میکند، تأسفبار باشد، گوش دادن به یک سوپرانوی نازک و بسیار واضح که به طور متناوب از منبر، کلیشهها، بیعرضگیها و اشتباهات را اعلام میکند، مانند مواردی که حافظه برای بسیاری از ما به عنوان یکی از سختترین آزمایشهای حلقهی خانگی، به شدت به یاد میآورد، دو برابر تأسفبار خواهد بود.
خطر ویژهای در این مورد نیز در این شرایط شوم نهفته است که هرچه حماقت زن بیشتر باشد، متأسفانه، تمایل او به موعظه در خلوت بسیار بیشتر است.
در طول این هجده قرن گذشته، در میان تمام...[صفحه ۱۸۵]میلیونها زن که احکام مسیح در قلبهایشان کاشته شده و ثمرات فراوانی به بار آورده است، چه بسا معدودی بودهاند که فصاحت و شور تقوایشان به اندازهی بهترین دعانویس شهر یک سنت برنارد یا جادو و طلسمات یک پیتر بهترین دعانویس شهر زاهد، قلب مردان را تحت تأثیر قرار داده باشد، و سخنانشان، مانند دعانویس امیدیه سخنان یک طلسم نویس تاولر، یک فنلون یا یک کمپیس، برای همیشه به عنوان یک گنج معنوی باقی مانده باشد. اما اگر چنین زنانی زندگی کرده و احساس و فکر کردهاند، و شاید آرزو داشتهاند که از وفور قلبهایشان با همنوعان خود صحبت کنند، دهانشان عملاً بسته شده است.
نظم در کلیساها تا آنجا که به آنها مربوط میشود، حاکم بوده است، و هر نوری که احتمالاً به جای قرار دادن بر روی شمعدان، به مکانهای تاریک زمین رسانده باشند، با دقت زیر یک کاسه پنهان شده است. به گمان من، اینها دلایل بدی برای کنار گذاشتن زنان از طلسم نویس خدمت هستند. با این حال، دلایل خوبی هم قطعاً در راهند، اگر اتفاقاً وقتی در ترازوی استدلالهای دعانویس رامهرمز موافق چنین نوآوری قرار میگیرند، وزن کمتری داشته باشند. این دلایل از شرایطی ناشی میشوند که برخی از آنها مربوط به نظم طبیعت هستند و هرگز قابل تغییر نیستند؛ در حالی که برخی طلسم دیگر ممکن است باشند یا در حال تغییر باشند.
وظایف یک روحانی مذهبی، آنطور که در دوران مدرن درک میشود (جدا از ادعاهای کشیشی)[صفحه ۱۸۶](برای اجرای آیینهای مقدس توسط مأموریت ویژه الهی، که در اینجا نیازی به پرداختن به آن نداریم)، به طور کلی دو دسته هستند: جادو و طلسمات اول، دعا و طلسم موعظه عمومی؛ جادو و طلسمات و دوم، خدمات روحانی در خانههای اعضای جماعت. در مورد مورد اول، زنان تحت چندین بهترین دعانویس شهر محدودیت کار میکنند که گاهی اوقات به معلولیت منجر میشود. اگرچه صدای زنان، در صورت خوب بودن دعانویس بهبهان ، بیشتر از صدای مردان میرسد، تعداد قابل توجهی از جادو و طلسمات آنها در قدرت صوتی فیزیکی لازم برای شنیده شدن در جمعی با بیش از یک یا دویست نفر کمبود دارند.
هیچ چیز دعا رقتانگیزتر و مضحکتر از این نیست که یکی از این خانمها، صرف نظر از استعدادهای ذهنیاش، بر منبر برود و با صدای ضعیفی که فقط گاهی اوقات به صورت جیغی بلند میشود، سعی کند نصایحی را بیان کند که سه چهارم حضار او نمیتوانند بشنوند و بقیه در برزخ شنوایی به خود میپیچند. ثانیاً، شکی نیست دعا که میانگین هوش زنان کمتر از میانگین دعانویس جاجرم هوش مردان است و در نتیجه، تعداد زنان دعا کمتری نسبت به مردان به مرز شایستگی فکری میرسند، که موعظه در سطحی طلسم نویس پایینتر از آن، هر چقدر هم که با نیت خیر باشد و حتی از احساسات واقعی و حقیقی الهام گرفته شده باشد، بیشتر به جای اینکه به تهذیب و تربیت منجر شود، بیشتر به «دادن طلسم نویس فرصت به دشمن برای
کفرگویی» منجر میشود.[صفحه ۱۸۷]چیزهای احمقانهی دنیا اغلب خردمندان را گیج طلسم میکند، افراد نادان آن را تحریک و منحرف میکنند؛ و حتی برای فروتنترین شنوندگانشان، بسیاری از چنین احمقهای خیرخواهی چیزی جز کوری که کور دیگر را به گودال میکشاند، نیستند. هر چقدر شنیدن صدای جیغ زنانهی تیزی که از پشت میز، دورههای باشکوه ایوب و اشعیا را بیان میکند، تأسفبار باشد، گوش دادن به یک سوپرانوی نازک و بسیار واضح که به طور متناوب از منبر، کلیشهها، بیعرضگیها و اشتباهات را اعلام میکند، مانند مواردی که حافظه برای بسیاری از ما به عنوان یکی از سختترین آزمایشهای حلقهی خانگی، به شدت به یاد میآورد، دو برابر تأسفبار خواهد بود.
خطر ویژهای در این مورد نیز در این شرایط شوم نهفته است که هرچه حماقت زن بیشتر باشد، متأسفانه، تمایل او به موعظه در خلوت بسیار بیشتر است.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
دعانویس صدرا