سه شنبه ۲۸ بهمن ۰۴ | ۱۵:۲۵ ۶ بازديد
به آموزهی موجودی بیاندازه برتر از ما - نظریهای که وجدان را همچون پرتوی میبیند که از طلسم خورشید به پایین تابیده میشود، نه همچون آتش مردابی که تحت شرایط خاص وجود اجتماعی روشن شده و مستعد شعلهور شدن، خاموش شدن یا پرواز به دعا این سو و آن سو به هر شکلی که خود تعیین کنند، است - ناگزیر باید قوانین اخلاق را در برابر درک ما ارتقا داده و دعا تقدیس کند. در حقیقت،[صفحه ۲۰]بدیهی است که اگر فرضیه اول (انتقال ارثی ایدههای مفید) در روزگار اجداد ما شنیده میشد، «گسترش دعانویس رامشیر عرفانی» (همانطور که آقای میل آن را مینامد) سودمندی در اخلاق هرگز نمیتوانست محقق شود، و توبه و پشیمانی تجربیاتی ناشناخته میبودند.
اما همه اینها به مرجعیت عملی قوانین اخلاقی اشاره دارد. در حال حاضر، ما به بیطرفی بهترین دعانویس شهر انسانی که از آنها اطاعت میکند، توجه داریم؛ و این بیطرفی، تا جایی که طلسم من میدانم، تحت تأثیر نظریهای که او ممکن است در مورد چگونگی کسب دانش خود از آنها داشته باشد، قرار نمیگیرد. اما اکنون به نقطهای رسیدهایم که، جادو و طلسمات میتوان فرض کرد، ملحد دلیلی برای ادعای خود مبنی بر بیطرفی برتر مییابد. خداباور طلسم نویس نه تنها معتقد است که خوبی و عدالت از صفات خداست و خدا به او آموخته است که خوب و عادل باشد، بلکه معتقد است که خدا علاوه بر این، به آنچه مدرسیان قدیمی « منشور عدالت» جهان مینامیدند، پایبند دعانویس باغ ملک است - اینکه او امور را چنان مقدر میکند که دیر یا زود، خیر قطعاً
نصیب خیر و شر نصیب شر خواهد شد. این امر تا حد زیادی در سادهترین عناصر خداباوری گنجانده شده است. خداباوری در تکامل کاملتر خود، چیزهای بیشتری میآموزد: یعنی اینکه خدا به رفاه اخلاقی فرزندانش علاقهی پدرانه دارد؛ بهترین دعانویس شهر اینکه او هر روح انسانی (و بدون شک هزاران روح) را آفریده است.[صفحه ۲۱](از نژادهای دیگر موجودات هوشمند) برای هدف مشخصی که هر یک باید از طریق آموزش و آزمایشهای هستی به فضیلت دست یابد و بدین ترتیب به سعادت والای همدردی و ارتباط با خود دست یابد. دعانویس شیبان خداباوری که بدین ترتیب فهمیده شود، میآموزد که خداوند دائماً هر روح را برای آن هدف والا آموزش میدهد، آن را با طلسم نور الهام میبخشد، به دعاهای او برای کمک معنوی طلسم نویس طلسم نویس پاسخ میدهد، او را به خاطر اشتباهاتش مجازات میکند،
راهش را با خارهایی برای جلوگیری از سرگردانیهایش مسدود میکند، و در نهایت، قطعاً او را در این زندگی و شاید زندگیهای آینده، به تقدس و سعادتی که برای آن جادو و طلسمات ساخته شده است، هدایت میکند. بنابراین، موضع یک خداباور اساساً با موضع یک خداناباور در مورد عمل طلسم به فضیلت متفاوت است، زیرا خداناباور فکر میکند هیچ تماشاگر یا دلسوز فوق بشری ندارد؛ افکار و احساساتی که وجدان او را بیدار میکنند و قلبش را تکان میدهند، از هیچ ذهنی خارج از ذهن خودش سرچشمه نمیگیرند؛ مصائب دعانویس شادگان زندگی او هیچ معنای اخلاقی از مجازات یا کفاره با خود ندارند؛ و در نهایت، چه قهرمان باشد چه بزدل، چه قدیس باشد چه گناهکار، وقتی ساعت مرگش فرا برسد، همه چیز برای خودش یکسان خواهد بود.
اعمال او ممکن است و پیامدهای مهمی برای دیگران داشته باشد، اما در مورد سرنوشت خودش، هیچ پیامدی نمیتواند داشته باشد؛ زیرا گور هر آنچه را که از او باقی مانده است، دریافت خواهد کرد.[صفحه ۲۲]او. فضایلی که ممکن است با مبارزات وصفناپذیر به دست آورده باشد، مانند صدای شکسته شدن سیم چنگ، به نیستی خواهد رفت. او نه به دوستان مردهاش خواهد دعانویس هندیجان پیوست و نه به آگاهی تازهای از خدا دست خواهد یافت. نه دوستان مرده و نه خدا وجود ندارند؛ و کمی دیر یا زود، همانطور که ممکن است اتفاقاً فرد کم و بیش مهمی بهترین دعانویس شهر شود، به کلی فراموش خواهد شد و هیچ موجودی در جهان دیگر هرگز به یاد نخواهد آورد که او زمانی ...
بوده است . حال، فکر میکنم انکار این نکته که پرهیزکار بودن در سایهی این الحاد بسیار دشوارتر از جادو و طلسمات زیر نور آفتاب خداباوری است، بیهوده خواهد بود. فشار و سختی بهترین دعانویس شهر بر طبیعت اخلاقی انسانی بهترین دعانویس شهر که دیدگاههای فوق را در مورد جادو و طلسمات تهی بودن جهان از هر موجود مطلقاً خوب دعا و عادل، منشأ پست و بینظم طلسم وجدان، و دعا طلسم نویس تنهایی مطلق و حالت بیحمایتی که انسان با آن مسیر خستهی خود را از گهواره تا گور اجتنابناپذیر ابدی طی میکند، پذیرفته است، باید بسیار عظیم باشد. طلسم نویس تمام افتخار، افتخار خالصانه و صمیمانه، و شناخت کامل بیطرفی والای آنها،
اما همه اینها به مرجعیت عملی قوانین اخلاقی اشاره دارد. در حال حاضر، ما به بیطرفی بهترین دعانویس شهر انسانی که از آنها اطاعت میکند، توجه داریم؛ و این بیطرفی، تا جایی که طلسم من میدانم، تحت تأثیر نظریهای که او ممکن است در مورد چگونگی کسب دانش خود از آنها داشته باشد، قرار نمیگیرد. اما اکنون به نقطهای رسیدهایم که، جادو و طلسمات میتوان فرض کرد، ملحد دلیلی برای ادعای خود مبنی بر بیطرفی برتر مییابد. خداباور طلسم نویس نه تنها معتقد است که خوبی و عدالت از صفات خداست و خدا به او آموخته است که خوب و عادل باشد، بلکه معتقد است که خدا علاوه بر این، به آنچه مدرسیان قدیمی « منشور عدالت» جهان مینامیدند، پایبند دعانویس باغ ملک است - اینکه او امور را چنان مقدر میکند که دیر یا زود، خیر قطعاً
نصیب خیر و شر نصیب شر خواهد شد. این امر تا حد زیادی در سادهترین عناصر خداباوری گنجانده شده است. خداباوری در تکامل کاملتر خود، چیزهای بیشتری میآموزد: یعنی اینکه خدا به رفاه اخلاقی فرزندانش علاقهی پدرانه دارد؛ بهترین دعانویس شهر اینکه او هر روح انسانی (و بدون شک هزاران روح) را آفریده است.[صفحه ۲۱](از نژادهای دیگر موجودات هوشمند) برای هدف مشخصی که هر یک باید از طریق آموزش و آزمایشهای هستی به فضیلت دست یابد و بدین ترتیب به سعادت والای همدردی و ارتباط با خود دست یابد. دعانویس شیبان خداباوری که بدین ترتیب فهمیده شود، میآموزد که خداوند دائماً هر روح را برای آن هدف والا آموزش میدهد، آن را با طلسم نور الهام میبخشد، به دعاهای او برای کمک معنوی طلسم نویس طلسم نویس پاسخ میدهد، او را به خاطر اشتباهاتش مجازات میکند،
راهش را با خارهایی برای جلوگیری از سرگردانیهایش مسدود میکند، و در نهایت، قطعاً او را در این زندگی و شاید زندگیهای آینده، به تقدس و سعادتی که برای آن جادو و طلسمات ساخته شده است، هدایت میکند. بنابراین، موضع یک خداباور اساساً با موضع یک خداناباور در مورد عمل طلسم به فضیلت متفاوت است، زیرا خداناباور فکر میکند هیچ تماشاگر یا دلسوز فوق بشری ندارد؛ افکار و احساساتی که وجدان او را بیدار میکنند و قلبش را تکان میدهند، از هیچ ذهنی خارج از ذهن خودش سرچشمه نمیگیرند؛ مصائب دعانویس شادگان زندگی او هیچ معنای اخلاقی از مجازات یا کفاره با خود ندارند؛ و در نهایت، چه قهرمان باشد چه بزدل، چه قدیس باشد چه گناهکار، وقتی ساعت مرگش فرا برسد، همه چیز برای خودش یکسان خواهد بود.
اعمال او ممکن است و پیامدهای مهمی برای دیگران داشته باشد، اما در مورد سرنوشت خودش، هیچ پیامدی نمیتواند داشته باشد؛ زیرا گور هر آنچه را که از او باقی مانده است، دریافت خواهد کرد.[صفحه ۲۲]او. فضایلی که ممکن است با مبارزات وصفناپذیر به دست آورده باشد، مانند صدای شکسته شدن سیم چنگ، به نیستی خواهد رفت. او نه به دوستان مردهاش خواهد دعانویس هندیجان پیوست و نه به آگاهی تازهای از خدا دست خواهد یافت. نه دوستان مرده و نه خدا وجود ندارند؛ و کمی دیر یا زود، همانطور که ممکن است اتفاقاً فرد کم و بیش مهمی بهترین دعانویس شهر شود، به کلی فراموش خواهد شد و هیچ موجودی در جهان دیگر هرگز به یاد نخواهد آورد که او زمانی ...
بوده است . حال، فکر میکنم انکار این نکته که پرهیزکار بودن در سایهی این الحاد بسیار دشوارتر از جادو و طلسمات زیر نور آفتاب خداباوری است، بیهوده خواهد بود. فشار و سختی بهترین دعانویس شهر بر طبیعت اخلاقی انسانی بهترین دعانویس شهر که دیدگاههای فوق را در مورد جادو و طلسمات تهی بودن جهان از هر موجود مطلقاً خوب دعا و عادل، منشأ پست و بینظم طلسم وجدان، و دعا طلسم نویس تنهایی مطلق و حالت بیحمایتی که انسان با آن مسیر خستهی خود را از گهواره تا گور اجتنابناپذیر ابدی طی میکند، پذیرفته است، باید بسیار عظیم باشد. طلسم نویس تمام افتخار، افتخار خالصانه و صمیمانه، و شناخت کامل بیطرفی والای آنها،
- ۰ ۰
- ۰ نظر
دعانویس صدرا