دعانویس کهگیلویه و بویراحمد

۷ بازديد
آهنین، محکم‌تر و محکم‌تر، خفه کرده بود، آنها را آسیاب و تکه‌تکه می‌کرد و برای تعداد بیشتری می‌فرستاد. لهستانی‌هایی که ده‌ها هزار نفر آمده بودند، در کنار دیوار لیتوانیایی‌هایی که پس از آنها آمده بودند، پراکنده شده بودند و اکنون لیتوانیایی‌ها نیز به طلسم نویس نوبه خود جای خود را به اسلواک‌ها می‌دادند. مادربزرگ مایاوشکینه نمی‌دانست کجای دنیا مردمی بدبخت‌تر از اسلواک‌ها وجود دارند، اما اگر وجود داشتند، تولیدکنندگان آنها را می‌گرفتند، مسلم بود. رسیدن به اینجا آسان بود، زیرا دستمزدها واقعاً دعانویس کهگیلویه و بویراحمد بالا بود؛ و آن مردم بیچاره خیلی دیر متوجه شدند که هر چیز دیگری ارزش بیشتری از دستمزد دارد.

طلسم نویس آنها واقعاً مانند موش‌هایی در قفس بودند و تعداد موش‌ها هر روز افزایش می‌یافت. اما رفته رفته انتقام نیز فرا رسیده بود، این قطعی بود، زیرا اوضاع از حد تحمل بشر فراتر رفته بود طلسم نویس و مردم به زودی مانند یک گروه قاتل علیه کارخانه‌داران قیام می‌کردند. مادربزرگ مایوشکینه یک سوسیالیست یا حداقل چیزی شبیه به آن بود؛ پسر دیگرش به عنوان دعانویس بوشهر برده اجباری در معادن سیبری کار می‌کرد؛ و خود پیرزن در این زمان داستان‌هایی تعریف می‌کرد که او را برای شنوندگان فعلی‌اش وحشتناک‌تر و وحشتناک‌تر جلوه می‌داد. آنها دوباره از او درباره تاریخچه خانه‌شان پرسیدند. خانواده آلمانی آدم‌های خوبی بودند.

آنها سخت کار کرده بودند و پدر خانواده در عادات خود ماهر و منظم بود؛ به طوری که آنها قبلاً خیلی بیشتر از نیمی از قیمت خانه را پرداخت کرده بودند، تا اینکه روزی مرد به طور تصادفی در یک دستگاه بالابر در کارخانه دورهام جان باخت. سپس ایرلندی‌ها آمدند، گروه نسبتاً بزرگی. پدر خانواده مشروب می‌خورد و فرزندانش را کتک می‌زد، به طوری که همسایه‌ها می‌توانستند دعانویس سمنان صدای جیغ آنها را در آن شب بشنوند. تمام مدت، پرداخت‌های ناچیز آنها در عقب بود، اما گروه با بهترین دعانویس شهر آنها مهربان بود. آنها فراریان دولتی بودند - حداقل لافرتی‌ها عضو "انجمن فریاد جنگ" بودند که در آن همه بیکاران و تنبل‌های شهر شرکت داشتند؛ طلسم و هر کسی که به آن تعلق داشت، به خاطر هیچ جرمی طلسم مجازات نمی‌شد.

با این حال، یک بار، لافرتی پیر به جرم دزدیدن گاو از چندین همسایه فقیر دستگیر شد. او فقط سه روز زندانی بهترین دعانویس شهر شده بود و با خنده به خانه برگشته بود و به هیچ جادو و طلسمات وجه جایگاه خود را دعانویس اصفهان در کارخانه از دست نداده بود. سپس به دلیل نوشیدن بیش از حد، به ورطه نابودی کشیده شد. یکی از پسرها که از بقیه محترم‌تر بود، یک یا دو سال از خانواده حمایت می‌کرد، اما سپس به طلسم بیماری ریوی دعا مبتلا شد و درگذشت. مادربزرگ مایوشکینه چیز دیگری هم در مورد این خانه می‌دانست - جن‌زده بود. هر خانواده‌ای که جادو و طلسمات در آن زندگی می‌کرد، به دلیلی نفرین شده بود.

هیچ‌کس نمی‌توانست بگوید دلیلش چیست؛ یا خود خانه باید علت باشد، یا شاید هم در ساخت آن! برخی می‌گفتند که این بدبختی به این دلیل است که ساخت آن از اواسط ماه شروع شده است. دوازده خانه از این نوع دعانویس گرگان در پکینگ‌تاون وجود داشت. گاهی اوقات آنها یک اتاق مخصوص داشتند که فوراً قابل شناسایی بود - هر کسی طلسم جادو و طلسمات که در یکی از آنها می‌خوابید، تقریباً مطمئن بود که می‌میرد. بنابراین مرد ایرلندی اولین قربانی این خانه بود. سپس یک خانواده بوهمی فرزند خود را در آنجا از دست داده بودند - اگرچه شاید این موضوع قطعی نبود، زیرا گفتن دقیق نحوه سوءاستفاده از کودکان در کارخانه‌ها دشوار بود.

در آن روزها قانونی علیه کار بهترین دعانویس شهر کودکان وجود نداشت و کارخانه‌ها همه چیز را به جز نوزادان می‌پذیرفتند. در این لحظه، خانواده با حیرت به گوینده نگاه کردند و همین باعث شد مادربزرگ مایوشکینن دوباره موضوع را با جزئیات بیشتری توضیح دهد - اینکه قانون، نگهداری کودکان زیر شانزده سال طلسم در کارخانه‌ها را ممنوع کرده است. دوستانمان با تعجب پرسیدند: «دقیقاً یعنی چه؟ ما به این فکر افتاده بودیم که استانیسلواس کوچولو را سر دعا کار بگذاریم.» ماژائوشکینه پاسخ داد: «خب، نیازی به نگرانی در این مورد نیست؛ قانون هیچ تفاوتی ایجاد نمی‌کند جز اینکه مردم را مجبور می‌کند در مورد سن فرزندانشان دروغ بگویند.

حتماً قصد قانون‌گذاران هم همین بوده است؛ زیرا خانواده‌های زیادی اینجا هستند که بدون کار کودکان نمی‌توانند زندگی کنند و قانون هیچ راه امرار معاش دیگری را به آنها اجازه نمی‌دهد. اغلب در پکینگ‌تاون اتفاق می‌افتد که یک مرد نمی‌تواند ماه‌ها کاری پیدا کند در حالی که برای یک کودک به راحتی می‌توان کاری پیدا کرد.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.