یکشنبه ۱۹ بهمن ۰۴ | ۱۴:۴۲ ۸ بازديد
این شهر آمدند و کسانی که نتوانستند در کالسکه جایی پیدا کنند، برای حمل و نقل خود گاری کرایه کردند. پنج نفر از آنها، که ظاهراً از مقامات بالاتر بودند، و توصیهنامهای برای یکی از آقایان این شهر آورده بودند، در طلسم نویس آنجا اقامت گزیدند.» * * * * * «خانم فیتزهربرت، دوشس دو نوآیل، و بسیاری دیگر از بانوان محترم، در مسابقه کریکت حضور داشتند طلسم و در چادری که به همین منظور روی زمین برپا شده بود، شام خوردند. گروه موسیقی شاهزاده در تمام مدتی که خانمها در حال شام بودند، حضور دعانویس یزد داشتند و مینواختند. عصر، خانم فیتزهربرت، دوشس، لیدی کلرمونت و خانم پیگوت، در اطراف زمین قدم زدند، ظاهراً جادو و طلسمات برای اینکه تماشاگران را با دیدن بانوی فرانسوی خوشحال کنند.
«دوشس دو نوآیل ۲۱ یا ۲۲ ساله به نظر میرسد، بسیار خوشقیافه است و اندام و رفتارش فوقالعاده بهترین دعانویس شهر جالب توجه است.» ۱۷ سپتامبر ۱۷۹۲. - «هفته گذشته بیش از پانصد مهاجر نگونبخت در ساحل ما پیاده شدند که پس از فرار از دست هموطنان وحشی خود، با خشم عناصر طبیعی روبرو شده بودند. دستههای برایتون که مملو از آنها بودند، توسط دعانویس همدان باد به سمت جادو و طلسمات شرق و مسیر معمول خود رانده شدند؛ و به سختی، هستینگز، پونسی و ایستبورن را به مقصد رساندند. در محل قبلی، صبح چهارشنبه، هفتاد و شش نفر ، همه روحانیون، به طلسم نویس ساحل رسیدند؛ در میان آنها اسقف آورانش ، رئیس روآن و چند نفر دیگر از مقامات عالیرتبه بودند.
اسقف، با سختی فراوان، با کمک یکی از معاونان بزرگ خود، که به همراه یکی از خدمتکارانش او را تا روآن همراهی کرد ، جایی که برای چند روز پنهان بودند، از آورانش فرار کرد. با این حال، مردم، پس از کشف آنها، دوباره مجبور دعانویس اراک به فرار شدند.» آنها از آنجا پیاده و با لباس مبدل به دیپ سفر کردند و شب هنگام به آنجا رسیدند و برای طلسم چند ساعت در هتلی پناه گرفتند. از آنجا، در زمانی که برای حرکت دستهی کشتی تعیین شده بود، به سمت ساحل دویدند و از آنجایی که به لطف خدا، آب دریا بالا بود، توانستند خود را به ساحل برسانند و فوراً از دسترس اراذل و اوباش دور شوند.
اراذل و اوباش در کمتر از یک دقیقه آنها را تا ساحل تعقیب کردند و با خشمی وحشیانه اعلام کردند که قصدشان قتل آنها درجا بوده است. «اسقف و جانشین اعظمش طلسم در هیستینگز توسط جناب آقای وایتیر با مهماننوازی پذیرفته شدند و تا روز شنبه از آنها پذیرایی کردند، زمانی که آنها آنجا را به مقصد لندن ترک کردند. وظیفه هر قاضی و جنتلمنی است که از تحمیل حقوق دعانویس ساوه توسط طبقات پایین جامعه بر این فراریان بیچاره جلوگیری کند. ما ... با کمال تأسف مطلع شدم که در هیستینگز، باجگیریهای قایقرانان، چهارشنبه گذشته، به نهایت شرمآور بود. آنها از آوردن هیچ یک از فرانسویها به ساحل با کمتر از چهار شیلینگ برای هر نفر خودداری کردند؛ و برخی حتی کرایه خود را به پنج شیلینگ افزایش دادند .
- ما فکر میکردیم که در میان دریانوردان انگلیسی ، چنین افراد طلسم نویس بیرحم و بیرحمی یافت نمیشوند. این قسمت باید با اطلاعیهای از راهبههایی که دعا به اینجا پناه بردهاند، به پایان برسد: ۲۹ اکتبر ۱۷۹۲. - «راهبههایی که ورودشان به برایتهلمستون در مقاله قبلی ما ذکر شد، از صومعهای در لیسل رانده شدند. در زمان پیاده شدنشان از کشتی، تنها حدود سی پوند مسکوکات برایشان باقی مانده بود و تمام اشیاء قیمتی صومعهشان توسط فرانسویهای تازه از نو احیا شده مصادره شده بود . شاهزاده دعانویس کرمان و خانم فیتزهربرت مدت زیادی در مهمانخانه نیو شیپ از آنها بازدید کردند.
پس از آن، والاحضرت مبلغی را برای کمک به آنها با پای پیاده واریز کردند که در مدت کوتاهی به بیش از صد پوند رسید.» خانمهای فوق، عصر همان روز ورودشان، طلسم مراسم عشای ربانی را با شکوه فراوان در آپارتمانی در مسافرخانهشان برگزار کردند. «جالب بود که هیچ دو نفر از راهبههای نامبرده را نتوانستند جادو و طلسمات راضی کنند که در یک تخت بخوابند.» ۱ اکتبر ۱۷۹۲. - «شنیدهایم که شاهزاده در اندیشهی تخریب و بازسازی کامل غرفهی نیروی دریایی خود در برایتلمستون در مقیاسی بسیار بزرگتر است.» طلسم اما او این کار را درست بهترین دعانویس شهر در همان زمان انجام نداد، زیرا به شدت بیمار بود.
«دوشس دو نوآیل ۲۱ یا ۲۲ ساله به نظر میرسد، بسیار خوشقیافه است و اندام و رفتارش فوقالعاده بهترین دعانویس شهر جالب توجه است.» ۱۷ سپتامبر ۱۷۹۲. - «هفته گذشته بیش از پانصد مهاجر نگونبخت در ساحل ما پیاده شدند که پس از فرار از دست هموطنان وحشی خود، با خشم عناصر طبیعی روبرو شده بودند. دستههای برایتون که مملو از آنها بودند، توسط دعانویس همدان باد به سمت جادو و طلسمات شرق و مسیر معمول خود رانده شدند؛ و به سختی، هستینگز، پونسی و ایستبورن را به مقصد رساندند. در محل قبلی، صبح چهارشنبه، هفتاد و شش نفر ، همه روحانیون، به طلسم نویس ساحل رسیدند؛ در میان آنها اسقف آورانش ، رئیس روآن و چند نفر دیگر از مقامات عالیرتبه بودند.
اسقف، با سختی فراوان، با کمک یکی از معاونان بزرگ خود، که به همراه یکی از خدمتکارانش او را تا روآن همراهی کرد ، جایی که برای چند روز پنهان بودند، از آورانش فرار کرد. با این حال، مردم، پس از کشف آنها، دوباره مجبور دعانویس اراک به فرار شدند.» آنها از آنجا پیاده و با لباس مبدل به دیپ سفر کردند و شب هنگام به آنجا رسیدند و برای طلسم چند ساعت در هتلی پناه گرفتند. از آنجا، در زمانی که برای حرکت دستهی کشتی تعیین شده بود، به سمت ساحل دویدند و از آنجایی که به لطف خدا، آب دریا بالا بود، توانستند خود را به ساحل برسانند و فوراً از دسترس اراذل و اوباش دور شوند.
اراذل و اوباش در کمتر از یک دقیقه آنها را تا ساحل تعقیب کردند و با خشمی وحشیانه اعلام کردند که قصدشان قتل آنها درجا بوده است. «اسقف و جانشین اعظمش طلسم در هیستینگز توسط جناب آقای وایتیر با مهماننوازی پذیرفته شدند و تا روز شنبه از آنها پذیرایی کردند، زمانی که آنها آنجا را به مقصد لندن ترک کردند. وظیفه هر قاضی و جنتلمنی است که از تحمیل حقوق دعانویس ساوه توسط طبقات پایین جامعه بر این فراریان بیچاره جلوگیری کند. ما ... با کمال تأسف مطلع شدم که در هیستینگز، باجگیریهای قایقرانان، چهارشنبه گذشته، به نهایت شرمآور بود. آنها از آوردن هیچ یک از فرانسویها به ساحل با کمتر از چهار شیلینگ برای هر نفر خودداری کردند؛ و برخی حتی کرایه خود را به پنج شیلینگ افزایش دادند .
- ما فکر میکردیم که در میان دریانوردان انگلیسی ، چنین افراد طلسم نویس بیرحم و بیرحمی یافت نمیشوند. این قسمت باید با اطلاعیهای از راهبههایی که دعا به اینجا پناه بردهاند، به پایان برسد: ۲۹ اکتبر ۱۷۹۲. - «راهبههایی که ورودشان به برایتهلمستون در مقاله قبلی ما ذکر شد، از صومعهای در لیسل رانده شدند. در زمان پیاده شدنشان از کشتی، تنها حدود سی پوند مسکوکات برایشان باقی مانده بود و تمام اشیاء قیمتی صومعهشان توسط فرانسویهای تازه از نو احیا شده مصادره شده بود . شاهزاده دعانویس کرمان و خانم فیتزهربرت مدت زیادی در مهمانخانه نیو شیپ از آنها بازدید کردند.
پس از آن، والاحضرت مبلغی را برای کمک به آنها با پای پیاده واریز کردند که در مدت کوتاهی به بیش از صد پوند رسید.» خانمهای فوق، عصر همان روز ورودشان، طلسم مراسم عشای ربانی را با شکوه فراوان در آپارتمانی در مسافرخانهشان برگزار کردند. «جالب بود که هیچ دو نفر از راهبههای نامبرده را نتوانستند جادو و طلسمات راضی کنند که در یک تخت بخوابند.» ۱ اکتبر ۱۷۹۲. - «شنیدهایم که شاهزاده در اندیشهی تخریب و بازسازی کامل غرفهی نیروی دریایی خود در برایتلمستون در مقیاسی بسیار بزرگتر است.» طلسم اما او این کار را درست بهترین دعانویس شهر در همان زمان انجام نداد، زیرا به شدت بیمار بود.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
دعانویس صدرا