چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۰:۱۵ ۱۳ بازديد
دیزایر توضیح داده شد. سنگ آن از همان نوع سنگهای پورت سنت النا و پورت دیزایر است: سنگ رس پورفیری قرمز. [116] در بیست و سوم مارس، یک هفته پس از ورودمان به پورت دیزایر، کافران نگرانی من برای امنیت مذهب کشتی آدلاید بسیار افزایش یافته بود؛ به خصوص که هم دعا باد و هم هوا برای نزدیک شدن به این محل ملاقات مساعد بود. بنابراین، ستوان ویکهام دعانویس دعانویس مریوان را از طریق خشکی به پورت دیزایر فرستادم تا به کشتی بیگل دستور دهد به ما بپیوندد و ما را تا نقاط دیگر محل ملاقات، پورت سن جولیان و کیپ
فیر ودر، همراهی کند. ستوان ویکهام پس از یک پیادهروی خستهکننده به پورت دیزایر رسید دعانویس و صبح زود کافر روز بعد، فرشتگان کشتی بیگل در حال ورود به خلیج سی بیر در برابر باد بسیار شدیدی بود که شدت گرفت و ما را متوقف کرد. من از جفت روحی این فرصت استفاده ارواح کردم و آذوقه پنج ماهه همراهمان را تکمیل کردم. کاپیتان فیتز دین روی به من اطلاع داد که از اقامتش در پورت دیزایر استفاده کرده و از خلیج به سمت رأس آن بالا رفته است. این خلیج سی مایل امتداد داشت و آب آن تا نهایت حد
شور بود. اما، از ارتفاع کنارههای قدیمی در هر طرف، به نظر میرسید که گاهی اوقات ممکن است آب تازه قابل توجهی وجود داشته باشد. در بالای رودخانه آتشی روشن کرد،{196}که گسترش یافت و خیلی زود به آنچه آقای تارن ساخته دعانویس بود پیوست. اتحاد آنها احتمالاً چندین فرسنگ مربع از کشور را سوزاند. در روز بیست و هفتم، همزاد دعانویس ما هنوز در اثر حاجت گرفتن وزش باد جنوبی متوقف شده بودیم. روح کاپیتان فیتز روی در جستجوی گورهای سرخپوستان که گفته میشود در قله تپهها قرار دارند، مرا همراهی کرد. ما بقایای دو گور را پیدا کردیم که یکی
از آنها اخیراً دعانویس جوزم تخریب شده مقدس بود، اما دیگری مدت شیطانی زیادی بود که باز شده بود. جادو سیاه هیچ اثری از استخوانها باقی نمانده بود. گفته میشود که جسد دعاگر در جهت شرقی و غربی، در بالای کلیسا بلندترین قله تپه، کشیده میشود و سپس با سنگهای بزرگ پوشانده میشود تا از دسترس حیوانات درنده در امان باشد. تجزیه رخ میدهد، یا گوشت توسط حیوانات کوچک یا حشرات مصرف میشود، بدون اینکه استخوانها رمل برداشته شوند، به طوری که اسکلتهای کامل تشکیل میشوند. به گفته فرشتگان فالکنر، استخوانها در یک دوره زمانی خاص جمعآوری میشوند و به یک پیشینه تاریخی
گورستان عمومی منتقل میشوند، جایی که اسکلتها برپا میشوند و با تمام جواهراتی که سرخپوستان میتوانند جمعآوری کنند، تزئین میشوند. اشتیاقی که آنها برای مهرهها و دعانویس کوهبنان سایر اشیاء زینتی نشان میدهند، شاید ناشی از همین تمایل به تزئین بقایای اجدادشان باشد. صبح روز اجنه غیر مسلمان بعد، خلیج سی بیر را ترک کردیم و به سمت سن جولیان حرکت کردیم و چند ساعتی قدیس در آنجا لنگر انداختیم. در همین حال، کاپیتان فیتز روی وارد بندر شد تا آدلاید مقدس یا اثری از سفر ستوان گریوز را پیدا کند. چون چیزی در ابطال کردن جادو بندر یا ردپایی در شیاطین ساحل نیافتیم، به
سمت دماغه فیر ودر حرکت کردیم و فرشته در مسیرمان به آدلاید برخوردیم. دعانویس پس از جدا شدن از ما در طوفانی که تمام بادبانهایش شکافته شده بود، به پورت دعا دیزایر، جایی که ابتدا به آنجا رسیده بود، رفت و چون ما را ندید، به دو محل دیگر ملاقات رفت و هشت روز در نزدیکی دماغه فیر ودر لنگر انداخته بود. وقتی متوجه شدیم که دعا نویسی ما فرشتگان آنجا ذکر نیستیم، در حال بازگشت به پورت سن جولیان بود که ما او را ملاقات کردیم. هوا آرام بود، بنابراین فرصت خوبی برای تأمین آذوقه آدلاید از دست نرفت و
او به مدت ابجد شش ماه به کشتی پیوست. جفر در اول آوریل ما از کیپ ویرجینز دور شدیم و از بیگل و آدلاید جدا شدیم؛ کاپیتان فیتز شیاطین روی قبلاً از من دستور گرفته بود که از تنگه ماگالهانس عبور کنیم و آدلاید را برای بررسی اعزام طلسم دعانویس بانه کنیم.{۱۹۷}قرار بود دعا او بخشی از ساحل جنوبی تنگه و کانال جروم را بررسی کند و سپس به همراه کشتی آدلاید به سمت چیلوئه حرکت کند. سپس گروه ماجراجو در امتداد ساحل تیرا دل فوئگو به سمت استاتن لند حرکت کردند تا با چانتیکلیر ارتباط برقرار کنند یا اطلاعاتی از
او به دست آورند. قرار ملاقات، بندر سال طلسمات نو بود و روزی که قول داده بودم آنجا باشم، گذشته بود. آنقدر مه آلود بود که هیچ قسمتی از ساحل تیرا دل فوئگو دیده نمیشد؛ اما از آنجایی که هرگونه توقف ممکن بود کاپیتان
فیر ودر، همراهی کند. ستوان ویکهام پس از یک پیادهروی خستهکننده به پورت دیزایر رسید دعانویس و صبح زود کافر روز بعد، فرشتگان کشتی بیگل در حال ورود به خلیج سی بیر در برابر باد بسیار شدیدی بود که شدت گرفت و ما را متوقف کرد. من از جفت روحی این فرصت استفاده ارواح کردم و آذوقه پنج ماهه همراهمان را تکمیل کردم. کاپیتان فیتز دین روی به من اطلاع داد که از اقامتش در پورت دیزایر استفاده کرده و از خلیج به سمت رأس آن بالا رفته است. این خلیج سی مایل امتداد داشت و آب آن تا نهایت حد
شور بود. اما، از ارتفاع کنارههای قدیمی در هر طرف، به نظر میرسید که گاهی اوقات ممکن است آب تازه قابل توجهی وجود داشته باشد. در بالای رودخانه آتشی روشن کرد،{196}که گسترش یافت و خیلی زود به آنچه آقای تارن ساخته دعانویس بود پیوست. اتحاد آنها احتمالاً چندین فرسنگ مربع از کشور را سوزاند. در روز بیست و هفتم، همزاد دعانویس ما هنوز در اثر حاجت گرفتن وزش باد جنوبی متوقف شده بودیم. روح کاپیتان فیتز روی در جستجوی گورهای سرخپوستان که گفته میشود در قله تپهها قرار دارند، مرا همراهی کرد. ما بقایای دو گور را پیدا کردیم که یکی
از آنها اخیراً دعانویس جوزم تخریب شده مقدس بود، اما دیگری مدت شیطانی زیادی بود که باز شده بود. جادو سیاه هیچ اثری از استخوانها باقی نمانده بود. گفته میشود که جسد دعاگر در جهت شرقی و غربی، در بالای کلیسا بلندترین قله تپه، کشیده میشود و سپس با سنگهای بزرگ پوشانده میشود تا از دسترس حیوانات درنده در امان باشد. تجزیه رخ میدهد، یا گوشت توسط حیوانات کوچک یا حشرات مصرف میشود، بدون اینکه استخوانها رمل برداشته شوند، به طوری که اسکلتهای کامل تشکیل میشوند. به گفته فرشتگان فالکنر، استخوانها در یک دوره زمانی خاص جمعآوری میشوند و به یک پیشینه تاریخی
گورستان عمومی منتقل میشوند، جایی که اسکلتها برپا میشوند و با تمام جواهراتی که سرخپوستان میتوانند جمعآوری کنند، تزئین میشوند. اشتیاقی که آنها برای مهرهها و دعانویس کوهبنان سایر اشیاء زینتی نشان میدهند، شاید ناشی از همین تمایل به تزئین بقایای اجدادشان باشد. صبح روز اجنه غیر مسلمان بعد، خلیج سی بیر را ترک کردیم و به سمت سن جولیان حرکت کردیم و چند ساعتی قدیس در آنجا لنگر انداختیم. در همین حال، کاپیتان فیتز روی وارد بندر شد تا آدلاید مقدس یا اثری از سفر ستوان گریوز را پیدا کند. چون چیزی در ابطال کردن جادو بندر یا ردپایی در شیاطین ساحل نیافتیم، به
سمت دماغه فیر ودر حرکت کردیم و فرشته در مسیرمان به آدلاید برخوردیم. دعانویس پس از جدا شدن از ما در طوفانی که تمام بادبانهایش شکافته شده بود، به پورت دعا دیزایر، جایی که ابتدا به آنجا رسیده بود، رفت و چون ما را ندید، به دو محل دیگر ملاقات رفت و هشت روز در نزدیکی دماغه فیر ودر لنگر انداخته بود. وقتی متوجه شدیم که دعا نویسی ما فرشتگان آنجا ذکر نیستیم، در حال بازگشت به پورت سن جولیان بود که ما او را ملاقات کردیم. هوا آرام بود، بنابراین فرصت خوبی برای تأمین آذوقه آدلاید از دست نرفت و
او به مدت ابجد شش ماه به کشتی پیوست. جفر در اول آوریل ما از کیپ ویرجینز دور شدیم و از بیگل و آدلاید جدا شدیم؛ کاپیتان فیتز شیاطین روی قبلاً از من دستور گرفته بود که از تنگه ماگالهانس عبور کنیم و آدلاید را برای بررسی اعزام طلسم دعانویس بانه کنیم.{۱۹۷}قرار بود دعا او بخشی از ساحل جنوبی تنگه و کانال جروم را بررسی کند و سپس به همراه کشتی آدلاید به سمت چیلوئه حرکت کند. سپس گروه ماجراجو در امتداد ساحل تیرا دل فوئگو به سمت استاتن لند حرکت کردند تا با چانتیکلیر ارتباط برقرار کنند یا اطلاعاتی از
او به دست آورند. قرار ملاقات، بندر سال طلسمات نو بود و روزی که قول داده بودم آنجا باشم، گذشته بود. آنقدر مه آلود بود که هیچ قسمتی از ساحل تیرا دل فوئگو دیده نمیشد؛ اما از آنجایی که هرگونه توقف ممکن بود کاپیتان
- ۰ ۰
- ۰ نظر